حرفی برای نگفتن همۀ اینا رو بعدن یَکجا تبیین می دم کنترل نیروی کار از طریق خدمات انبوه و بیکیفیت در تهران در وضعیتی که با ازدحام غیر قابل تصور جمعیت در همهی پلتفرمهای جابه جایی از مترو تا بیآرتی و تاکسی مواجهیم، عبارت «حمل و نقل عمومی» دیگر بی معناست و ناچارا باید از عباراتی مانند «حمل و نقل توده» «حمل و نقل انبوه» استفاده شود. حمل و نقل انبوه، در تمامی زیرساختهایش بدون استثنا، نماد غمزدگی و عجز انسان مدرن است و توامان، لوگو و نشان زندگی انبوه هم هست. حمل و نقل انبوه، یکی از م
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
چه شعری زیباتر از هم آغوشی نور آفتاب با گل های پیراهن اش؟!
(سکوت، با رقص قلم مو روی بوم، به زمزمه ای عاشقانه بدل می شود)
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
امروز پا را در آنسوی دیگر گذاشتم
مرز میان کودکی دوران شیرین دانشگاه تا بزرگسالی دیواری به ضخامت یک پلک زدن بود و من، امروز، در دنیای دیگری هستم.
روزی دیگر
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی
از این مخمصه ی بی انتها، رهایی باید به انتهای کابوسی خودساخته و پرداخته، که هر بار نمایان شدن اش جان و روان می فرساید.
کاش سکون بی معنا جای اش را به آرامش دهد و این تلاطم بی فرجام، با تکاپوی نویدبخش جایگزین شود، شاید این آوارگی نهایتی بیابد.
باران نیمه شب دی ماه از آغاز هفته آمده و انگار تمامی ندارد
برچسب:
نویسنده: حمید جلالی